درباره وبلاگ

فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سايت هاي مفيد
POWERED BY


![]()










|
|
((خانه دوست کجاست؟))
در فلق بود که پرسید سوار.
اسمان مکثی کرد.
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
ودر ان عشق به اندازه پرهای صداقت ابی است
می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ
سر به در می ارد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا
خش خشی می شنوی:
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
واز او می پرسی
((خانه دوست کجاست.))

نوشته شده توسط کاووس در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت
| ||
|
|
سر كلاس رياضي بود كه استاد اومد و...
دو تا خط موازي روي تخته كشيد....
خط بالائي يه نگاه به خط پائيني كرد و عاشق شد...
خط پائيني هم يه نگاه به خط بالائي كردو...
يه جورائي عاشقش شد...
اما توي همون لحظه بود كه استاد گفت:
دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسن....
امیدوارم تو هیچ وقت
در موازات من نباشی 
نوشته شده توسط کاووس در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت
دنيامون يه عالمه ادم خوب و بد داره







ماه من غصه نخورز
ندگي جزرومد داره
ماه من غصه نخور همه كه دشمن نمي شن
همه كه پرترك مث من و تو نمي شن
ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خيلي كم پيدا مي شه كسي رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گريه پناه ادماست
تروتازه موندن گل مال اشك شبنماست
ماه من غصه نخور زندگي خوب داره و زشت
خدارو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت


ماه من غصه نخور پنجره مون بازه هنوز
باغچه مون غرق گلاي عاشق نازه هنوز
ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب مي شه
مي دونم گاهي ادم تو وطنش غريب مي شه


ماه من غصه نخورماها كه تب نمي كنن
ماها كه از ادما كمك طلب نمي كنن
ماه من غصه نخورشمدوني ها صورتي ان
دلايي كه بشكنن چون عاشقن قيمتي ان


ماه من غصه نخور سبك مي شي بارون مي اد
توي عاشقي بايد نترسيد از كم و زياد
ماه من غصه نخور خاطره هامون كودكن
توي اين قصه دلا يه وقتا يي عروسكن
ماه من غصه نخوربازي زمين خوردن داره
كار دنيا همينه تولدو مردن داره
ماه من غصه نخ
ور تاب بازي افتادن داره
زندگي شكستن و دوباره دل دادن داره
ماه من غصه نخور گلا. ميان عيادتت
به نتيجه مي رسه اخر يه روز عبادتت
ماه من غصه نخور
خيليا تنهان مثه تو
خيليا با زخماي عاشقي اشنان مثه تو
ماه من غصه نخورزندگي بي غم نمي شه
اوني كه غصه نداشته باشه ادم نمي شه
ماه من غصه نخور حافظ واست وا مي كنم
شعراشو مي خونم و تو رو مداوا مي كنم


ماه من غصه نخور دنيارو بسپار به خدا
هردومون دعا كنيم تو هم جدا منم جدا

نوشته شده توسط کاووس در شنبه دوم تیر 1386 ساعت 15:22 موضوع | لینک ثابت





ماه من غصه نخور زندگي جزرومد داره
دنيامون يه عالمه ادم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه كه دشمن نمي شن
همه كه پرترك مث من و تو نمي شن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
خيلي كم پيدا مي شه كسي رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گريه پناه ادماست
تروتازه موندن گل مال اشك شبنماست

ماه من غصه نخور زندگي خوب داره و زشت
خدارو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجره مون بازه هنوز
باغچه مون غرق گلاي عاشق نازه هنوز

ماه من غصه نخور باز داره فصل سيب مي شه
مي دونم گاهي ادم تو وطنش غريب مي شه

ماه من غصه نخورماها كه تب نمي كنن
ماها كه از ادما كمك طلب نمي كنن

ماه من غصه نخورشمدوني ها صورتي ان
دلايي كه بشكنن چون عاشقن قيمتي ان

ماه من غصه نخور سبك مي شي بارون مي اد
توي عاشقي بايد نترسيد از كم و زياد

ماه من غصه نخور خاطره هامون كودكن
توي اين قصه دلا يه وقتا يي عروسكن

ماه من غصه نخوربازي زمين خوردن داره
كار دنيا همينه تولدو مردن داره

ماه من غصه نخور تاب بازي افتادن داره
زندگي شكستن و دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور گلا. ميان عيادتت
به نتيجه مي رسه اخر يه روز عبادتت

ماه من غصه نخورخيليا تنهان مثه تو
خيليا با زخماي عاشقي اشنان مثه تو

ماه من غصه نخورزندگي بي غم نمي شه
اوني كه غصه نداشته باشه ادم نمي شه

ماه من غصه نخور حافظ واست وا مي كنم
شعراشو مي خونم و تو رو مداوا مي كنم

ماه من غصه نخور دنيارو بسپار به خدا
هردومون دعا كنيم تو هم جدا منم جدا


نوشته شده توسط کاووس در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 10:39 موضوع | لینک ثابت


در انتظار نگاهت ، گمشده این راه باریکم
دیروزم را گرفت از من ، این غروب بی کسی
مانده امروز برایم ، گریه دلتنگی و دلواپسی
در آغوش خود می گیرم ، فردا خاک سردی را
گم می شوم در خاک و می جویم عشق تو را
قسمت اگر این است ، فردا شوم طوفان
از راه من بگریز ، تا بمانی در امان
بخشش مرا بخشش ، لطف و کرم از توست
خودگویی ام از عشق ، بخشش مرا از توست
گویند که رنگین است ، هفت سین عشق ما
اما تو نیستی باز ، من مانده ام تنهای تنها
اکنون که تنهایم ، در این شب سرد پائیز
گرمی دستانت را ، حلقه کن و بر گردنم بیاویز
گرچه در این دولت ، عشق و وفایی نیست
مردم گریزان از هم ، عشقی خدایی نیست
اما عشقی را که ، در دل خدا کرده
جامه ی عشق و وفا را ، حامد به تن کرده
صد نامه که دادم من ، دست کبوتر ها
حالا کجایی تو
نوشته شده توسط کاووس در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت



دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني...
دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني...
دوستت دارم چون تنهاترين فکر تنهايي مني...
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني...
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني...
دوستت دارم چون زيباترين روياي مني...
دوستت دارم به يک نگاه عشق مني...
دوستت دارم چون نیمه ی منی...
دوستت دارم چون عمر منی...
نوشته شده توسط کاووس در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 ساعت 21:55 موضوع | لینک ثابت